آفرودیت

کهن الگوی آفرودیت

آنچه خواهید خواند

4.2
(13)

بخش قابل توجهی از سرنوشت اساطیر به دست خدابانوان یا الهه ها رقم خورده اند. یک بخشی از این سرنوشت مربوط به عشق و روابطی است که میان شخصیت های اسطوره ای میبینیم و بخش دیگر مربوط به تاثیری که این الهه ها بر شرایط زندگی تمام انسان ها و خدایان دیگر دارند. این تاثیر میتواند در زاد و ولد، شرایط اقلیمی یا حتی مرگ و زندگی تعیین کننده باشد.

آفرودیت که برای ما نام آشناترین اساطیراست، جزو همین دسته از الهه هاست. از آفرودیت به عنوان الهه زیبایی و میل جنسی یاد میکنند چرا که هر خیر و شری که موجب میشود بواسطه زیبایی و میل جنسی است و کهن الگوی آفرودیت هم مسلما بیانگر وجوهی از شخصیت انسان است که در روابط جنسی، عاطفی، اغواگری،فرزندآوری،رقابت یا امثال این ها نقش دارد.

 آفرودیت کیست؟

درباره زاده شدن آفرودیت دو روایت مختلف وجود دارد که در یکی از آنها آفرودیت از لقاح آلت کنده شده اورانوس با امواج دریا متولد شده است و در دیگری حاصل عشقبازی زئوسو الهه ای دریایی به نام دیونه است. از آنجایی که زیبایی آفرودیت شهره خدایان و انسان ها بود، هر مردی تمنایش را داشت و مسلما زئوس هم باتوجه به تقتداری که در بین خدایان کوه المپ داشت  از این قاعده خارج نیست. اما زئوس هیچگاه معاشقه ای با افرودیت نداشت و حتی او را به ازدواج هفاستوس، زشت ترین خدای المپ درآورد. با توجه به این نکته روایت دوم صحیح تر به نظر میرسد.

درهرصورت آفرودیت به شکل زنی بالغ، بسیار زیبا،برهنه و سوار بر صدف از دل دریا به دنیا آمد و معنی نام آن نیز زاده کف است.آفرودیت متشکل از آفروس، به معنی کف و ریته، به معنی خارج شده می­باشد.  همه این نشانه ها حاکی از جذابیت جنسی اوست و این جذابیت و زیبایی قطعا مردان زیادی از خدایان المپ گرفته تا فناپذیران را شیفته او میکرد و این برای آفرودیت هم خوشایند و سرگرم کننده بود.

او از عشقبازی با مردان مختلف لذت زیادی میبرد وجنگاوری یا قدرت مردان دیگر چندان برایش مهم نبود. درنهایت  زئوس خدای خدایان اینگونه مصلحت دید که از بین تمام عاشقان آفرودیت، هفاستئوس که زشت ترین خدایان بود هر دو پایش نیز میلنگید، همسر او باشد. این ازدواج نزاع بین خدایان برای ازدواج با آفرودیت را خاتمه داد و از طرف دیگر هفاستئوس خدای آهنگری و آتش است و ازدواج او با آفرودیت به نوعی نشانه اتحاد زیبایی و صنعت است.

به مرور آفرودیت صاحب فرزندانی شد اما هفاستئوس پدر هیچکدام از آنها  نبود.درواقع فرزندان آفرودیت حاصل رابطه او با آرس خدای جنگ و معشوقه همیشگی اش بود. تا اینکه یک روز بالاخره هفاستئوس از این خیانت اگاه شد و آن دو را هنگام عشقبازی داخل توری به دام انداخت و در معرض تماشای مردم المپ قرار داد و بعد ازاین واقعه شرم آور افرودیت به قبرس تبعید شد.

صدالبته که آرس تنها معشوقه آفرودیت نبود. آفرودیت معشوقه دیگری به نام آدونیس (تموز) داشت که به خاطرش با پرسفونه میجنگید و  موفق شد تا دو سوم از سال آدونیس را درکنار خود داشته باشد  و درتمام این مدت به عشق بازی با او میپرداخت و این رابطه آنقدر پرشور بود که درنهایت خشم آرس را برانگیخت و آدونیس به دست آرس کشته شد.

نکته ای که در روابط آفرودیت وجود دارد این است که او نه تنها شور و حرارت جنسی بلکه بقای رابطه را تضمین میکرد و اگر هم به هردلیلی با خدا یا انسانی سر ناسازگاری داشت عزمش را جزم میکرد که او را به نابودی بکشاند و از آنجایی که او در بین مردان عشاق زیادی دارد، مسلما موجب حسادت زنان زیادی هم هست و این بر دشمنی هایش دامن میزند.

از طرف دیگر این مورد توجه قرار گرفتن آفرودیت را ترغیب میکند تا با هرکسی که با او در جذابیت یا دلربایی از مردان رقابت دارد را حذف کند یا مجازات های بدی را نصیبشان کند. زیبایی با غرور و نخوت همراه است و این نخوت هنگامی که به وسیله یک رقیب تهدید شود.

زیبایی را به پدیده ای بسیار زشت تبدیل میکند دو نمونه از دشمنی های آفرودیت با زنان دیگر در روایات مختلف به چشم میخورد. یکی از آنها مربوط به مریای، مادر آدونیس است که گویا بسیار زیبا بوده و این حسادت و کینه عمیقی را در دل آفرودیت شعله ور میکرد پس با نیرنگ کاری میکند میریا با پدرش همخوابه شود و سپس در نتیجه این رسوایی بزرگ میریا مورد خشم خدایان قرار گرفته و به درخت تبدیل میشود.

دشمنی دیگر آفرودیت با سایکی (پسوخه)، معشوقه پسرش کوپیدون بود. کوپیدون یا همان اروس خددای عشق است که شما آن را با نماد پسر بچه ای با چشمان بسته و کمان به دست  میشناسید. همان کمان معروفی که اگر تیری از او به کسی اصابت کند، عاشق میشود. اما چرا سایکی موجب حسادت آفرودیت شده بود؟

به این دلیل ککه زیبایی ،مهربانی و معصومیت سایکی زبانزد همه بود و این به جایی رسیده بود که او را با آفرودیت مقایسه میکردندو حتی ترجیح میدادند به جای رفتن ه معبد آفرودیت سایکی را ملاقات کنند. هرچند که خود سایکی هیچ قصدی برای این کار نداشت. اما آفرودیت نمیتوانست بپذیرد که یک بانوی میرا به اندازه او محبوب باشد و این دشمنی زمانی بیشتر شد که  فرزندش  اروس نیز در طی ماجرایی به سایکی دل بست وبعد از بی اعتمادی ای که بین سایکی و اروس پیش آمد، آفرودیت تمام نیروی خود را جمع کرد که انتقامش را از این دختر میرا که نه تنها محبوبیت او بلکه پسرش را هم دزدیده بود، بگیرد. پس سایکی را به خدمت خود گرفت و غیرممکن ترین و زجراورترین ماموریت ها و وظایف را به او محول کرد.

همتایان اساطیری آفرودیت

باتوجه به خصوصیاتی که برای افرودیت برشمرده میشود میتوان او را با ایشتر(عشتار) ایزدبانوی بابلی همسان دانست. ایشتار یا اشتروت الهه باروری، جنگ و حاصلخیزی است.همچنین در اساطیر سومری از او با نام اینانا یاد میکنند که بانویی زیبارو بود و میتوانست خود را به شکل های گونانگون دربیاورد و همچنین اون نیز مانند آفرودیت برای برگرداندن معشوقه خود به جهان زیرین میرود.علاوه بر این دو ارمنی ها نیز از آفرودیت با نام آستقیک یاد میکنند. درواقع همه این ها داستانی مشابه دارند و میتوان همه را یک کهن الگو دانست.

کهن الگوی آفرودیت

زیبایی و جذابیت برای آفرودیت مانند شمشیری دولبه عمل میکند. او اگر در کنارمعشوقه اش باشد و دیگران را درحال تحسین خود ببیند دنیا را گلستان میکند. زنان بارور میشوندو  زمین ها حاصلخیز.اما اگر قدرت او که در گرو همین جذابیت است به خطر بیفتد کمر همت به نابودی جهان و جهانیان میبندد.

اگر بخواهیم آفرودیت را به عنوان کهن الکویی در روان جمعی درنظر بگیریم برای شناسایی آن باید توجه کنیم که در چه موقعیت هایی  مثلث قدرت، حسادت و زیبایی به چشم میخورند. هرجایی که روان درگیر مقایسه خود با دیگری شده به خصوص اگر از این مقایسه احساس خطر کند و برای اثبات برتر بودن خود تلاش کند میتوان گفت کهن الگوی افرودیت فعال شده است.

آفرودیت در برابر شخصیت های دیگر دو موضع کلی دارد یا همراهان او هستند یا دشمنان او؛ این بسیار شبیه به استراتژی ای است که در زئوس هم دیده میشود اما تفاوت بین این دو این است که زئوس تنها بر عقلانیت تاکیذ دارد اما آفرودیت احساسات و عواطف را نیز در تصمیماتش لحاظ میکند و اتفاقا شرارت هایی که دارددر نتیجه غلیانات احساسی اوست.

مولفه مهم دیگر در داستان آفرودیت کهبازتاب دهنده کهن الگوی این شخصیت نیز هست،پررنگ بودن رابطه جنسی است.برخلاف چیزی که عموما در داستان های حماسی دیده میشود، آفرودیت کسی نیست که تسلیم خواسته های جسمانی مردان دیگر شود بلکه او کسی است که مردان را اسیر یک رابطه میکند و این کار برایش بیانگر عشق و سازندگی است.

همانند دیگر آرکی تایپ ها آفرودیت هم تنها الگویی رفتاری در انسان ها فارغ از جنسیت آنهاست. بنابراین هیچکس نمیتواند ادعا کند یک آفرودیت است و حتی اگر نشانه های این کهن الگو در کسی پررنگ تر دیده شود، باز هم او در انحضار یک کهن الگوی خاص نیست وبنا به شرایط و مقتضیات وجوه دیگری نیز نشان میدهد. که با آفرودیت مغایرت دارد.

دوره آرکتایپ ها

100 آرکتایپ / 100 درس زندگی

کمترین -----> بیشترین

میانگین امتیاز: 4.2 / 5. تعداد نظرات: 13

اولین نفری باشید که امتیاز میدهید 🙂

1 دیدگاه

اولین کسی باشید که در مورد این مطلب اظهار نظر می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
ارسال به ایمیل
https://jungnegar.ir/?p=12509