عقده مادر در دختران نقش مهمی در یافتن هویت آنها دارد. برای اینکه یک دختر جوان بتواند هویت خود را پیدا کند، ضروری است که مادرش را بپذیرد و با مسائل و عقدههای مربوط به مادرش روبرو شود. در غیر این صورت، هر نوع رابطهای که با جنس مخالف برقرار میکند، نه تنها تحت تأثیر فرافکنیهای ناشی از رابطهاش با پدر و انتظارات برآورده نشده از سوی پدر قرار میگیرد، بلکه سنگینی انتظارات برآورده نشده از مادر و مشکلاتی که در رابطه با او داشته را نیز به همراه خواهد داشت.
مادر در ذهن دخترش تصویری دارد که هویت دختر در مقایسه با آن تصویر است که درک میشود. مادر کسی است که دختر با او همانندسازی میکند پس علاوه بر اینکه هرآن چیزی که دختر از ارزشمندی خود میداند و هر میزان که عزت نفس خواهد داشت به رایطه او با مادرش بستگی دارد، اینکه دختر چه دیدگاهی درباره زنانگی دارد و اساسا زن بودن را چگونه تعریف کرده و چه مقدار آن را زیست میکند همه و همه به عقده مادر در روان او برمیگردد.

روان دختر به شکل طبیعی اینگونه استدلال میکند که ویژگی های مادر، ویژگیهای من هم هست و با توجه به اینکه چقدر عقده مثبت مادر یا عقده منفی مادر در او فعال باشد، به همان میزان دختر را به این سمت سوق میدهد که تلاش کند شبیه مادر باشد یا بالعکعس هیچگونه مشابهتی بین او و مادر دیده نشود چرا که هویت او با هویت مادر تعریف میشود.
البته عقده مادر محدود به رابطه بین مادر و دختر نیست. خانم ورنا کست اینگونه بیان میکنند که چیزی به نام « قلمروی مادر» وجود دارد که در آن ویژگی های مادرانه تجربه میشوند.
حیوانات، گیاهان و کل هر آن چه که ما را احاطه میکند در این قلمرو جای میگیرند و به نظر میرسد آن چیزی که عقده مادر مثبت نام گرفته، در تعامل با طبیعت و آنچه که در محیط ماست یا دستکم آنچه که به محیطمان فرافکنی میشود شکل میگیرد. این قلمروی مادر شامل افراد مختلفی است که ما با آنها مواجه میشویم؛ محیطی که در آن رشد میکنیم، برادران و خواهران، پدر، مادربزرگ و پدربزرگ و هرکس دیگری که ما با او زندگی میکنیم.

مادری که احساس امنیت را در دختر خود بوجود آورد به حدی که او احساس کند اساسا زندگی غنی و تغذیهکننده است و او را تایید نموده و از او حمایت میکند، عقده مثبت مادر را در روان دختر فعال میکند.
شاید بپرسید ایراد کار کجاست؟ مگر مادرانگی به معنی همین احساس امنیت و مراقبت نیست؟ جواب این است که بله دقیقا مفهوم مادر به معنی ایجاد حس ارزشمندی و حمایت در فرزند است و به نوعی مادرانگی محض، ناگزیر منجر به عقده مثبت مادر خواهد شد چون عقده مادر بلعنده است و برای حفاظت از فرزند در برابر ناشناخته ها و خطرات به عنوان یک پناهگاه امن عمل میکند.
دخترانی هم که عقده مادر به شکل مثبت آن را تجربه میکنند، تا وقتی که از منبع تغذیه عاطفی و اقتصادی خود جدا نشده اند معمولا به مشکلی هم برنمیخورند. این افراد هم خودشان و هم زندگی را خوب و شایسته میدانند و انتظار دارند که همه چیز به خوبی پیش برود.
این اعتماد به دنیا و امورات آن میتواند به شکل تنبلی هم خود را نشان دهد. چون تصور میکنند بالاخره به یک طریقی نیازهای آنان برطرف خواهد شد پس ترجیحشان این است که از این زندگی عالی لذت ببرند و سختکوشی و انضباط که چندان خوشایند و لذت بخش نیستند را از دیگران بخواهند.
همانطورکه گفتیم تا وقتی اوضاع مساعد باشد و کسی یا کسانی باشند که مسئولیت این دختر را به عهده بگیرند، او فردی مهربان، یاریرسان و دلسوز است و به اصطلاح « احساس اقیانوسی» را تجربه میکنند که به این معناست که در نظر آنها همه چیز از نوعی پیوند درونی برخوردار است.
آنها میخواهند همه انسانها از برکات و نعمت های زندگی استفاده کنند و در بین آن ها عشق و احساس وحدت پدید آید. این عقده به فرد حق این را میدهد که به خودشکوفایی دست یابد و زندگی پربارتری داشته باشد و به علاوه دوست داشتن و دوست داشته شدن و ابراز نیازهای جسمانی و عاطفی و برآورده شدن آنها را حق مسلم خود بداند.
مهمترین مشکلی که عقده مثبت مادر رقم میزند مقاومت در برابر جدایی و استقلال است. آنها با پذیرش و کنار آمدن با شروع دوباره مشکل دارند. در واقع دوگانه امنیت و رشد مربوط به همین مسئله است. عقده مثبت مادر فرد را تشویق میکند به جای روبرو شدن با چالش های دنیا از خود حفاظت کنند.
همین معضل در تصمیم گیری ها هم تاثیر میگذارد چون تصمیم گیری به اقدام احتیاج دارد و اقدام کردن برای روانی که همیشه احتیاجاتش توسط دیگری برآورده شده کار بسیار دشواری است.

روان این آدم احتمالا خیالپردازی را به جای جای اقدام کردن در راستای رسیدن به چیزی بیشتر ترجیح میدهد و چون ارزشمندی و عزت نفس در این آدم بالاست احتمالا اینگونه استدلال خواهد کرد که اگر در کاری به موفقیت لازم نمیرسد یا برنامه هایی که از آنها صحبت میکند را به مرحله اجرا نمیرساند به دلیل این است که قابلیت های او قدر دانسته نمیشود و احتمالا منتظر موقعیت و واکنش های بهتری است.
حال اگر دختری شهامت جدایی و اقدام به مستقل شدن را نداشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ این دختر دنیا را رنگی و پر از چیزهای خوبی میداند که اتفاقا استحقاق داشتن آنها را دارد . در دنیای دخترانه خود به آرزوهایش بال و پر میدهد و در فضای امن قلمرو مادر همچون یک شاهزاده ز غوغای جهان فارغ رفتار میکند.
از آنجایی که در روان این دختر مقام خودش بسیار والا و ارزشمند است حتی رسیدن به آرزوهایش را هم از کسی دیگر (احتمالا پدر و مادر و در آینده همسر) طلب میکند و اصطلاحا چیزی شبیه به عقده سیندرلا را تجربه میکند. البته هرچقدر یک جامعه مردسالار تر باشد عقده مثبت مادر در دختران را بیشتر تایید میکند چرا که این عقده زنان را از مطالبه گری، مبارزه برای حقوق خود و روبرو شدن با چالش هایی که در مسیر رشد فردی وجود دارند دور نگه میدارد.
وابستگی بیش از حد به والدین:
عدم توانایی در مواجهه با چالشها:
کاهش انگیزه و سختکوشی:
انتظارات غیرواقعی از دیگران:
تأخیر در بلوغ عاطفی و اجتماعی:
اعتماد به نفس کاذب:
این مثالها نشان میدهند که چگونه مادران بیش از حد کافی میتوانند با رفتارهای حمایتی افراطی، استقلال و رشد سالم دخترانشان را به مخاطره بیاندازند.
اما در عصر امروز حتی در همین جوامع نیز بالاخره دختر در جایی از زندگی نیاز به رفتن و کسب دستاورد را احساس خواهد کرد و آن روز اگر آمادگی لازم برای جدا شدن از امنیت را نداشته باشد، افسردگی و ناامیدی زیادی را تجربه خواهد کرد.
اگر دختر نتوانسته باشد امنیت و محبت لازم را از فضای مادر_دختری که تجربه کرده کسب کند، معمولا همین بی اعتمادی و ناامنی را به کل جهان تعمیم خواهد داد و از طرفی مورد حمایت قرار نگرفتن را نیز حق مسلم خود به حساب خواهد آورد.
این وضعیت فعال بودن عقده مادر منفی در روان را نشان میدهد. این دختر با این عقیده که در این دنیا جایی برای او نیست و کسی او را دوست نخواهد داشت( چون اصولا خود را دوست داشتنی نمیبیند) در مرداب انفعال غرق خواهد شد و مورد سواستفاده قرار خواهد گرفت و یا اینکه برای اثبات خود به مادری که احتمالا خشم زیادی هم نسبت به او دارد، اضطراب بالایی را تحمل خواهد کرد چون در واقع از یک سنی به بعد دیگر احتمالا نه مادر واقعی شخص بلکه مادر درونی شده او را به کارهایی سوق میدهد و قاعدتا چون تصویر درونی شده مادری ایرادگیر و ناراضی بوده، کسب رضایت او به نوعی غیرممکن است و دختر خود را نالایق و بی ارزش خواهد دانست.
دخترانی که عقده منفی مادر در آنها فعال است معمولا تلاش میکنند تا شبیه مادر خود نباشند. اما انرژی عقده ها تا زمانی که ناخودآگاه هستند بسیار بالاست و تسلط بالایی بر رفتار و تصمیمات فرد دارد بنابراین این دختر احتمالا برخلاف تمام تلاش هایی که میکند به درجات مشهودی شبیه مادر خواهد بود.
اما فرق این وضعیت با عقده مثبت مادر این است که در عقده مثبت مادر، دختر کاملا مادر را قبول دارد و به عنوان والد همجنس کاملا با او همانندسازی کرده و به نوعی ابهاماتی هم که درباره زنانگی خود دارد را نیز درون مادر جستجو میکند اما دختری که عقده منفی مادر در او فعال است موفق نشده که مادر را به درستی درونی سازی کند پس نسبت به زن بودن و زنانه زیستن هم یا چندان نظر مثبتی ندارد و یا خود را برای زیستن آن کافی نمیداند.

دخترانی که دچار عقده مادر منفی هستند عموما احساس میکنند برای اینکه امیدی به برآورده شدن نیازهایشان وجود داشته باشد باید به شدت تلاش کنند. در این عقده احساس تنهایی، بیپناهی و محرومیت، جایگزین عشق، حمایت، مراقبت و توجه نطلبیده ای میگردد که در عقده مادر مثبت وجود دارد.
دختری هم که این عقده در روان او فعال است مشتاقانه حمایت و مراقبت را در جایی دیگر جستجو میکند و عموما هم شکست میخورد چرا که چسبندگی عاطفی بالایی در روابط خود نشان میدهد که باعث فاصله گرفتن دیگران از او خواهد شد و به همین دلیل تقریبا همیشه با احساس طرد شدگی عمیقی زندگی میکند.
ممکن است این دختر از مادر متنفر باشد و تلاش کند تا با کسب دستاوردهای مختلف خلا عاطفی ای که مادر رقم زده را پر کند اما این دستاردها برای او اصالتی نخواهند داشت چون او برای بقا و کم کردن اضطراب خود به آنها دست پیدا کرده و نه به خاطر پرورش زندگی شخصی اش؛ بودن این دختر به نوعی به این طریق ثابت میشود.
حتی ممکن است مادر شود و بخواهد نسخه ای متفاوت از مادر خود باشد اما در اینجا هم مادرانگی را به شکل اصیل تجربه نمیکند بلکه تلاش میکند از فشاری که عقده مادر به روان او وارد میکند کم کرده باشد.
همچنین این دختران احتمالا نسبت به بدن خود نیز احساس خوبی ندارند چرا که بدن زن ارتباط مستقیمی به زندگی دارد و حس نالایقی و بی ارزشی که درون این دختران وجود دارد احتمالا نظری که درباره بدن خود دارند را هم تحت تاثیر قرار میدهد.
در این مقاله به بررسی عقده مادر در دختران و تاثیرات روانی آن پرداختیم. نقش مادر در رشد روانی دختران بسیار حیاتی است و پذیرش مادر و مواجهه با عقده مادر برای یافتن هویت فردی دختران ضروری است. مادری که با ایجاد امنیت و حمایت کافی، عقده مثبت مادر را در دختر فعال میکند، میتواند به رشد سالم روانی او کمک کند. اما در مقابل، مادری که بیش از حد حمایتگر یا ناکافی باشد، میتواند باعث مشکلاتی مانند وابستگی افراطی، عدم استقلال، کاهش اعتماد به نفس، و یا حتی ناامنی و احساس بیارزشی در دختران شود.
در نهایت، مواجهه صحیح با عقده مادر، به دختران این امکان را میدهد که با چالشهای زندگی بهتر برخورد کنند، استقلال خود را به دست آورند و روابط سالمتری با دیگران برقرار کنند. شناخت و درک صحیح از نقش مادر و تاثیرات آن، میتواند به دختران کمک کند تا هویت قویتری پیدا کنند و زندگی پربارتری را تجربه کنند.
نویسنده:
حدیثه بهرامی
منابع:
روانشناسی زنان/ کارن هورنای
باز هم من/ ورنا کست
شفای رابطه مادر با دختر/اولین سیلتن بازوف
کمترین -----> بیشترین
میانگین امتیاز: 3.7 / 5. تعداد نظرات: 17
اولین نفری باشید که امتیاز میدهید 🙂
jungnegar@
jungnegar@
یونگ نگار راهی برای ورود به مسیر خودشناسی تا خود شکوفایی
بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ