غالبا هر زمان صحبت از یکی از این دو مفهوم میشود، لغت دوم نیز حتما در محتوای موضوع مورد بحث ، استفاده میشود ، هرچند که قیاس این دو واژه کار بجا و پسندیدهای نیست، زیرا هر یک، دیگری را در برمیگیرد، با این تفاصیل در این مطلب قصد داریم در پاسخ به این سوال که انجام کدامیک نسبت به دیگری برتری دارد و کدام را در دستور کار زندگی خود قرار دهیم و… به شفافیت موضوع بپردازیم.
بیان تمایز بین این دو مفهوم مستلزم بررسی و درک ویژگیهای خاص هر یک از این دو است، بنابراین در ابتدا درباره ذهن آگاهی و فواید آن صحبت میکنیم و در ادامه مطلب به تفصیل به مقایسه این دو بپردازیم:
همانطور که میدانید به مهارت حضور در لحظه (اکنون) که منتج به آگاهی از این لحظه (اکنون) میشود، ذهن آگاهی گفته میشود. در حالت ذهن آگاهی، فرد با تلاش پیاپی، بارها و بارها آگاهی خود را که در زمان گذشته یا آینده گرفتار و اسیر شده است، به لحظه حال (اکنون) باز میگرداند و به اصطلاح، در لحظه حال (اکنون) لنگر میاندازد.
در حقیقت این طبیعتِ ذهن است که همواره مشغول باشد، بنابراین اگر ما در هر لحظه برای ذهن هدفی را مشخص نکنیم و برای او مشغولیت و برنامه ای نداشته باشیم، ذهن به حال خود رها میشود و به هر سمت و سویی که تمایل دارد حرکت میکند. از آنجاییکه بدن بدلیل اعتیاد به ترشح هورمونهای استرسزای آدرنالین و کورتیزول بحالت شرطی شدهای عمل میکند، ذهن نیز به تبعیت از بدن به دنبال افکار و احساسات پرتنش در خاطرات گذشته و یا نگرانیهای زمان آینده عمل میکند و به چرخهای از احساسات و افکار ناخوش دامن میزند.

بنابراین این ذهن آگاهی است که میتواند فرصت رسیدن به حالت آرامش را با جابجایی آگاهی از افکار حزنانگیز گذشته یا نگرانیهای آینده به لحظه اکنون، برای یک ذهن شلوغ فراهم سازد.
میتوانیم این کیفیت بودن را همچون ناظر و مراقبی در نظر بگیریم که همواره عمل نظارت بر ذهن را انجام میدهد و مانند مراقبی مهربان و با قدرت تشخیص، جریان افکار و احساسات را زیر نظر دارد و اجازه نمیدهد که هوشیاری شما از زمان حال به زمان گذشته یا آینده منحرف گردد.
وقتی صحبت از ذهن آگاهی میشود در حقیقت به کیفیتی از زیستن (بی زمان زیستن) اشاره میشود و توجه داشته باشید که ما در اینجا درباره یک وضعیت آگاهی صحبت میکنیم که آن وضعیت مربوط میشود به کیفیت زیستن ما در لحظات زندگی همراه با درک بی زمانی. به عبارت دقیقتر وقتی بی زمان زیستن از سوی فرد ادراک و تجربه میشود، تو گویی فرد در خود مستقر میشود و بلافاصله حس گشایش و آرامش درونی را تجربه میکند و در صورتی که بتواند این وضعیت آگاهی را در خود حفظ نماید، از این پس او میتواند آگاهانه، ارادی و هدفمند زندگی کرده و مدیریت و فرمان زندگی خویش را خود شخصا به دست گیرد.

برای توصیف دقیقتر موضوع، وقتی که صبحگاه از خواب بیدار میشویم، به جای گم شدن و غرق شدن در افکارمان، خود را بصورت آگاهی در پشت افکار درک میکنیم، سپس فکرکردن بعنوان یک فعالیت خودمختار که در خدمت خود بوده و ما را به تسخیر در آورده و زندگی ما را به پیش می برد، دیگر وجود نخواهد داشت. در چنین وضعیتی هوشیاری از تفکر سبقت گرفته و بر آن تسلط مییابد و بجای آنکه ذهن متصدی امور زندگی ما باشد، تبدیل به خدمتکار آگاهی و هوشیاری درونی ما گردیده و بنا به گفته اساتید بزرگ معرفت ، این همان اولین گام در مسیر بیداری است.
فقط حضور آگاهانه میتواند ما را از بخش مشاهده نشده ذهن که بصورت غیرارادی و ناآگاهانه و غیرهدفمند کار میکند و معمولا احساس منفی ایجاد میکند و یا قابلیتها و توانمندیهای ما را محدود میکند، رها و آزاد سازد. در حقیقت یک فرد ذهن آگاه کسی است که همچون یک ناظر به مشاهده ذهن و افکار در هر لحظه میپردازد، و همچون یک مراقب، قدرت تشخیص افکار و احساسات مخرب را از نوع خوب دارد و اجازه نمیدهد که با آن فکر یا احساس بد و منفی درهم آمیزد، از آن فکر متاثر و با آن هم هویت شود، بلکه موجب میشود هر لحظه دست به انتخاب بهترین فکر و عمل بزند.

مدیتیشن نوعی تمرین و تکنیک عملی است که بواسطه آن نتایج و دستاوردهای مختلفی عاید فرد میشود که از جمله یکی از مهمترین آنها پرورش و تقویت ذهن آگاهیست. این تکنیک با ایجاد تغییر در امواج مغز، ترشح هورمونهای مفید و سازنده سروتونین، اندروفین، دوپامین و اکسی توسین، باعث ایجاد احساس آرامش و آسودگی خیال و برقراری تعادل و توازن در تکتک سلولها و اندامهای بدن بخصوص قلب و مغز و مراکز تولید و انتقال انرژِی (چاکراها) و نادیها و اعصاب میگردد.
عمل پاکسازی تودههای انرژی منفی در جسم و سایر کالبدهای متافیزیکی فرد که با چشم قابل مشاهده و تشخیص نمیباشد، همچنین تقویت هاله اکترومغناطیسی و تخم مرغی شکل که در پیرامون بدن با تلالو پرتوهای رنگین کمان وجود دارد و هرگونه ضعف در رنگ پرتوها میتواند در فرایند مدیتیشن عمیق رفع و تقویت گردد که نتیجه تمام موارد بالا افزایش تندرستی و احساس خوب و سرزندگی در فرد است. در حقیقت مدیتیشن نه تنها باعث تقویت ذهن آگاهی میشود، بلکه اولین گام برای ورود به فرایند مدیتیشن، مستقر شدن در وضعیتی از بودن است که به آن حالت، همان ذهن آگاهی گفته میشود. بنابراین ذهن آگاهی جزو لاینفک فرایند مدیتیشن است و همچنین از طریق مدیتیشن ذهن آگاهی بهبود و گسترش مییابد.

هر چند این دو مفهوم ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و قیاس این دو با یکدیگر عمل صحیحی نمیباشد، اما برای شفافیت موضوع در زیر به مقایسه این دو مهم میپردازیم:


شایان توجه است که بی زمان زیستن به مفهوم بی توجهی به زمان، بی توجهی به گذشته یا آینده یا عدم مدیریت زمان نیست، بلکه شما آگاهی خود را از چنگال گذشته و اسارت در زمان آینده نجات داده و آنرا در لحظه اکنون که تنها زمان مهم و واقعی که اکنون در دسترس ماست، قرار میدهید. چرا که زندگی همواره در لحظه اکنون جاریست و همیشه فقط این اکنون در دسترس ماست.
مدیتیشن نیز همچون ذهن آگاهی دارای همان نتایج و مزایای مشترک است که در بالا به آن اشاره شد، با این تفاوت که بسیاری از تجربیات معنوی همچون خروج از کالبد، سفر در زمان و سفر در جهانهای موازی، ملاقات با اساتید معرفت و … صرفا مختص به انجام فرایند مدیتیشن میباشد نه ذهن آگاهی.
همانطور که در بالا نیز به آن اشاره شد، هر چند مدیتیشن یکی از روشهای قوی برای رشد و تقویت ذهن آگاهیست، اما برای دستیابی به نتایج ذهن آگاهی، ضرورتی ندارد که حتما اشکال مختلف مدیتیشن را انجام دهید، شما میتوانید از شیوههایی که در زیر عنوان شده است برای پرورش وضعیت هوشیاری خود در لحظه استفاده کنید.
کمترین -----> بیشترین
میانگین امتیاز: 4.7 / 5. تعداد نظرات: 10
اولین نفری باشید که امتیاز میدهید 🙂
jungnegar@
jungnegar@
یونگ نگار راهی برای ورود به مسیر خودشناسی تا خود شکوفایی
بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ