1
ورود و ثبت نام
1
ورود و ثبت نام

آگاهی کوانتومی; رد پای معرفت در علوم جدید

آگاهی کوانتومی و خودشناسی یونگی

فهرست مطالب

3.9
(12)

در قرن بیستم، علم فیزیک با کشف‌هایی مواجه شد که بنیان‌های جهان‌بینی کلاسیک را لرزاند. فیزیک کوانتوم، با مفاهیمی چون عدم‌قطعیت، برهم‌نهی و درهم‌تنیدگی، تصویری از واقعیت را پیش روی ما نهاد که با عقل سلیم و تجربهٔ روزمره ناسازگار به نظر می‌رسد. هم‌زمان، روان‌شناسی عمقی، به‌ویژه در آرای کارل گوستاو یونگ، از جهانی درونی سخن می‌گفت که مملو از نمادها، ناخودآگاه جمعی و معناهای پنهان است. این مقاله تلاشی است برای نشان‌دادن اینکه این دو حوزه – فیزیک کوانتوم و روان‌شناسی عمقی – ممکن است در سطحی ژرف‌تر، دربارهٔ یک واقعیت مشترک سخن بگویند: واقعیتی که در آن، آگاهی نقش اساسی در ساخت جهان ایفا می‌کند و مرزهای بین ماده و ذهن فرو می‌ریزد.

بنیادهای علیت، آگاهی و واقعیت

۱. عدم‌قطعیت کوانتومی: بازاندیشی در بنیادهای علیت، آگاهی و واقعیت

اصل عدم‌قطعیت هایزنبرگ می‌گوید که نمی‌توان هم‌زمان مکان و تکانهٔ یک ذره را با دقت کامل اندازه‌گیری کرد. این اصل، برخلاف فیزیک نیوتنی، نشان می‌دهد که واقعیت در ذات خود احتمالی است، نه قطعی. به بیان دیگر، جهان در بنیادش پیش‌بینی‌ناپذیر است و مشاهده‌گر نمی‌تواند بی‌تأثیر بر نتیجهٔ مشاهده باقی بماند.

اما آیا این «شکاف در شناخت» است یا «شکاف در واقعیت»؟ فیزیک کوانتوم، به‌ویژه در تفسیر کپنهاگی، پیشنهاد می‌کند که مشاهده، بر واقعیت تأثیر می‌گذارد؛ گویی آگاهی انسان، بخشی از سازوکار شکل‌گیری واقعیت است. این ایده در روان‌شناسی یونگ نیز انعکاسی دارد: در تحلیل رؤیاها یا رفتار ناخودآگاه، خودِ مشاهده‌گر (تحلیل‌گر) نقش فعالی در معنا دادن به رویدادها ایفا می‌کند. عدم‌قطعیت، ما را از توهم کنترل کامل رها می‌سازد و به نوعی تواضع معرفتی دعوت می‌کند؛ جایی که ما نه تنها ناظر جهانیم، بلکه با آگاهی خود در شکل‌گیری آن نیز مشارکت داریم.

درهم‌تنیدگی و هم‌زمانی

۲. درهم‌تنیدگی و هم‌زمانی: دو چهره از یک راز کیهانی

یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های جهان کوانتومی، درهم‌تنیدگی (entanglement) است؛ حالتی که در آن، دو ذره صرف‌نظر از فاصلهٔ مکانی‌شان، همچنان به‌طور آنی به‌هم مرتبط باقی می‌مانند. اگر وضعیت یکی را تغییر دهیم، وضعیت دیگری بلافاصله تغییر می‌کند، حتی اگر در آن‌سوی کهکشان باشد.

یونگ نیز در مفهوم «هم‌زمانی» (synchronicity)، به رخدادهایی اشاره می‌کند که بدون رابطهٔ علّی، به شکلی معنادار با یکدیگر هم‌زمان می‌شوند. این نوع رابطهٔ غیرعلّی در قلمرو ناخودآگاه جمعی رخ می‌دهد و برای فرد دارای معنای خاصی است. درهم‌تنیدگی و هم‌زمانی، دو نشانه از وحدتی بنیادین‌اند که در پشت نقاب کثرت جهان مادی پنهان شده است. این وحدت، نشانی از آن است که ذهن و ماده ممکن است از یک سرچشمهٔ مشترک برخاسته باشند؛ سرچشمه‌ای که نه به صورت خطی و مکانیکی، بلکه به شکل شبکه‌ای و نمادین عمل می‌کند.

آگاهی بنیادین

۳. آگاهی بنیادین: از ناظر به مشارکت‌کننده در هستی

در فیزیک کوانتوم، آزمایش دوشکاف (double-slit experiment) نشان می‌دهد که ماهیت ذره یا موج‌بودن یک فوتون بستگی به وجود ناظر دارد. این یافته به برخی فیزیک‌دانان الهام بخشیده که آگاهی ممکن است عنصر بنیادی واقعیت باشد، نه صرفاً یک پدیدهٔ فرعی.

در روان‌شناسی عمقی، آگاهی تنها سطحی از روان است. یونگ میان «من» (ego) و «خود» (Self) تمایز قائل می‌شود و «خود» را مرکز کلی روان می‌داند — کل ناخودآگاه و خودآگاه. به‌بیان دیگر، آگاهی ما پنجره‌ای کوچک از واقعیتی بزرگ‌تر است که در ناخودآگاه فردی و جمعی ریشه دارد. اگر آگاهی در کوانتوم و روان‌شناسی هر دو نقشی اساسی در شکل‌دهی به تجربه دارد، شاید لازم باشد آن را نه نتیجه، بلکه یکی از عناصر اولیهٔ جهان در نظر بگیریم. در این صورت، جهان به‌مثابه روایتی مشترک میان ذهن و ماده ظاهر می‌شود، نه ماشین سردی که مستقل از حضور ما عمل می‌کند.

 

۴. زبان معنا و اسطوره: بازگشت رازآلودگی به قلب علم

در گذشته، انسان‌ها با اسطوره‌ها، مناسک و نمادها با جهان ارتباط برقرار می‌کردند. جادو و کیمیاگری تلاش‌هایی برای معنا دادن به جهان پیچیدهٔ بیرون و درون بود. در عصر علم، این نمادها جای خود را به معادلات و داده‌ها دادند؛ اما با ظهور کوانتوم، مرز میان علم و رازآلودگی دوباره مبهم شد.

روان‌شناسی عمقی نشان می‌دهد که نمادها و اسطوره‌ها ابزارهایی برای بیان تجربه‌های روانی و معنوی‌اند. زبان علم مدرن، به‌ویژه در قلمرو کوانتوم، هرچه بیشتر به استعاره‌ها، تصویرسازی‌ها و نمودهای غیرمستقیم نیاز دارد؛ زیرا تجربهٔ انسانی را نمی‌توان صرفاً با عدد و فرمول بیان کرد. از این منظر، اسطوره و علم نه متضاد، بلکه مکمل‌اند — دو زبان متفاوت برای توصیف یک راز واحد: راز هستی.

ادغام آگاهی، ماده و معنا

۵. مسیر نهایی: ادغام آگاهی، ماده و معنا در چشم‌اندازی وحدت‌گرا

شاید زمان آن فرا رسیده باشد که علم، فلسفه و روان‌شناسی را نه به‌مثابه حوزه‌هایی جدا، بلکه به‌عنوان ابعاد مختلف یک واقعیت واحد در نظر بگیریم. پیوند دوبارهٔ روان و ماده، شاید همان کاری باشد که کیمیاگران با زبان نمادین خود در پی آن بودند و یونگ در تحلیل روان و اسطوره ادامه‌اش داد.

از این منظر، فیزیک کوانتوم تنها دربارهٔ ذرات نیست؛ بلکه دربارهٔ خودِ ماست — آگاهی، تجربه، و نسبت ما با جهان. مسیر آخر، مسیری است که در آن، حقیقت نه تنها در داده‌ها، بلکه در معنا نیز آشکار می‌شود؛ و این معنا، هم در علم و هم در روان، ریشه دارد. این مسیر، دعوتی است به بازیابی پیوندی کهن میان انسان و کیهان — پیوندی که در آن، ما نه تنها دانندهٔ جهان، بلکه بخشی از شعر کیهانی آن هستیم.

 

منابع:

انسان و سمبول‌هایش / روان‌شناسی و دین   نویسنده: کارل یونگ / نشر جامی

جهان کوانتومی: جستجوی علم در دل رازها  نویسنده: فریتشاف کاپرا | مترجم: احمد جامعی | نشر مرکز

زمان و بی‌زمانی در فیزیک و عرفان   نویسنده: هانری کربن | ترجمه: فریدون بدره‌ای | نشر هرمس

آگاهی کوانتومی (Quantum Consciousness) مترجم: دکتر علی‌رضا فرید | نشر ناهید یا سمت علم

کمترین -----> بیشترین

میانگین امتیاز: 3.9 / 5. تعداد نظرات: 12

اولین نفری باشید که امتیاز میدهید 🙂

اشتراک گذاری
نظرات کاربـــران
فاقد دیدگاه
دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید.
ثبت دیدگاه
captcha