10 داستان یونگی در مورد سایه؟ (پادکست 5 الی 15)

10 داستان یونگی در مورد سایه؟ (پادکست 5 الی 15)

در این 11 پادکست رسول ماجانی به منظور تبیین و توضیح هرچه بیشتر مقوله سایه داستان های نوشته شده توسط خودش را در قالب پادکست روایت می کند تا مفهوم سایه در عمل برای مخاطبین واضح تر شود و از حالت تئوریک خارج گردد. در پادکست انتهایی نیز پادکست نتیجه گیری و توضیحات اضافه را قرار داده ایم تا مخاطب نتیجه مناسبی از داستان ها بگیرد.

به دلیل فراخوانی پادکست از سایت کست باکس ممکن است کمی طول بکشد و یا در برخی موارد نیاز به فیلتر شکن هم پیدا کند.

نتیجه گیری داستان های فوق

میان پرده:

سلام دوستان؛ داستان هایی که براتون خوندم از یه کتابی بود که به صورت یه مجموعه داستان خودم نوشته بودم و اینکه همشو براتون نخوندم و اینکه اوناییم که خوندم همه شو باهاتون به اشتراک نذاشتم  چون دیگه زیاد میشد و خسته میشد و حوصله تون سر میرفت. تا همینجاشم فکر میکنم زیادی مثال زدم. البته یه سریا رو هم که دلم  نیومد نذارم، گذاشتم تو کانال تلگرام اگه علاقه داشتین میتونین  اونجا گوش بدین ولی توی اپلیکیشن های پادکست دیگه خواستم زیاد شلوغ نشه.

این داستانا صرفا جنبه آموزشی دارن. از این جهت ذکه نشون بدن سایه چطور شکل میگیره و چطور در زندگی انسان ها بروز میکنه. هیچکدوم از این داستانا جنبه ایدئولوژیک ندارن. یعنی من نخواستم بگم چی خوبه و چی بده. فقط یه داستان بوده که حضور سایه رو توی زندگی انسان روایت میکرده.

بعضی از شنونده هامون اعتراض کردن به یه سری داستانایی که مشکلات اخلاقی توش داشت و من توضیح دادم که کارای غیراخلاقی این شخصیتارو توجیه نمیکینم، پیشنهاد نمیکنیم، نمیگیم درسته. فقط روایتی بوده از سایه و اینکه کلا بخش های زیادی از سایه و میشه اینطوری گفت که سایه های زیادی هستن که از سمت جامعه و اکثر افراد پذیرفته شده نیستن ولی این دلیل نمیشد که ما درموردشون صحبت نکنیم. اگه جایی هم مثبت هیجده صحبت کردم،به خاطر این بود که یکم قبح سایه در روان ما شکسته بشه.قرار نیس ما مثه اون آدما باشیم، کارایی که اونا کردن رو بکنیم ولی حداقل لازمه که باهاشون روبرو بشیم و قبول کنیم و بپذیریم که این ویژگی ها درون ما هم وجود داره.

همه ما یه ارغوان درون داریم، یه جمشید درون داریم، یه مسلم درون داریم. مسلم جزو داستاناییه که توی کانال تلگرام گذاشتم. توی اپلیکیشنای پادکست آپلود نشده ..

ولی  به خودمون اجازه نمیدیم و نباید بدیم که هر سایه ای رو زیست کنیم.قرار نیس همه سایه ها رو زیست کنیم. تو توضیحات اولیه هم گفتم که باید هرطوری شده یه نوری بتابونیم  به سایه هامون ولی این نور فقط زیستن نیست. میتونه تخیل باشه و این نکته رم گفتم که تاجایی که میتونیم این کارو بکنیم.

خب یه سری ها رو نمیتونیم چون هزینه هاش بیشتر از فوایدشه. مثه دارویی که عوارض جانبیش بیشتر از تاثیرات مثبتش باشه قطعا پزشک دارو رو عوض خواهد کرد. بنابراین ما هم یه سری از سایه هامون رو نباید زیست کنیم و قطعا این زیست نکردن بهمون آسیب های روانی میزنه ولی خب راه هایی وجود داره که این آسیب ها رو حل بکنیم که حالا این خودش داستانش مفصله و  به کمک یک مشاور و روانکاو این کاره انجام میشه.

براتون مثال میزنم؛ ما ممکنه که از یه نفر متنفرباشیم و بخوایم بکشیمش. آیا قابل توجیه که بگیم قتل یک فعل نهی شده س ، توی سایه منه و من میخوام سایه مو زیست کنم و این یارو رو بکشم؟

هیچ طرز تفکر سالمی همچین ایدئولوژی ای رو تایید نمیکنه.

حالا که من از این آدم متنفرم باید چیکار بکنم؟ باید میلم به کشتن اون رو سرکوب کنم، برم پیش روانکاو بگم من دوست دارم یه نفرو بکشم . روانکاو خوب بلده با همچینمیلی چیکار بکنه یا مثلا مثل ارغوان یا مسلم نباید میل جنسی به فساد، فحشا یا تجاوز ختم بشه. میشه راه های خیلی بهتری برای ارضای این غریزه پیدا کرد.

امیدوارم که لذت برده باشین از داستانا. حتما نظراتتونو بهمون بگین.توی خود اپلیکیشنای پادکست مثه کست باکس میتونین برامون کامنت بذارین. این که من  خیلی تاکید دارم رو کست باکس چون نرم افزار خیلی خوبیه نسبت به بقیه اپلیکیشنای پادکست این بهترینه.

تو کانال تلگرام همراه ما باشین و توی پیج اینستگرامم میتونید به صورت کامنت یا دایرکت نظرات، پیشنهادات و انتقاداتتونو بگید که بدونیم بهتره که چطور پیش ببریم این پادکست رو.

برای فصل آینده میخوام درمورد عقده صحبت کنم. عقده مهمترین نظریه  کارل گوستا یونگه و تقریبا میشه گفت بقیه نظریاتش همه زیرشاخه هایی از نظریه عقده هستن.

نظریه بسیار عمیقیه، بسیار گسترده س ولی ما خیلی خلاصه درموردش صحبت میکنیم در حد معرفی و اصلا هدف از ساخت پادکست یونگ نگار اینه که شما رو با این تئوری ها و مفاهیم آشنا بکنه و ترغیبتون کنه که برید کتاب بخخونید.

به هیچوجه پادکست جای مطالعه رو نمیگیره. حتما باید مطالعه بکنید. روانشناسی تحلیلی یونگ بسیار پیچیده س ولی کتاب های ما بهتون معرفی میکنیم که کتاب های ساده ای هستن در این زمینه و میتویند راحت تر این مفاهیم رو آموزش ببینید و به کار بگیرید و حتما پیشنهاد میکنم که با یه مشاور و روانکاو در ارتباط باشید.

بدون مطالعه و روانکاوی ما از لحاظ روانی پیشرفت نمیکینم. یکی از این ها هم به تنهایی فایده ندارن. چون شما کتاب بخونید ممکنه تئوریا رو بفهمید ولی درون خودتون چیزی پیدا نکنید یا ممکنه توی فرآیند روانکاوی اون تراپیست اون درمانگر یه چیزایی رو در شما پیدا کنه و بهتون بگه ولی شما دوزاریتون نیفته و نفهمید منظورش چیه و اینا یعنی چی.

پس اگر میخواید شخصیت خودتونو شکوفا کنید تا  زندگی راحت تر و بهتری داشته باشید مطالعه و روانکاوی رو در کنار هم پیگیری کنید اگه روانکاوی خوب هم میخواید  تی دایرکت با من صحبت کنید بهتون معرفی میکنم.

کتابهارو هم قرار بود توی پادکست راجع بهشون صحبت کنیم  و معرفی کتاب داشته باشیم ولی احساس کردم که خیلی کار خوبی نخواهد بود. کتا رو باید خوند. من خودم از طرفدارای پر و پا قرص پادکست چنل بی و بی پلاس هستم. علی بندری عزیز که من پدر پادکست ایران و فارسی میدونمش کار خوبی کرده که این پادکست رو درست کرده و من خیلی لذت میبرم و ازش یاد میگیرم ولی یه ایرادی که هست هرچند که خودش همیشه تاکید میکنه که پادکست جای کتاب خوندن نیس، ولی حداقل خود من شخصا تا الان هیچکدوم از کتابایی که معرفی کرده رو نرفتم بخونم و حس کردم در همون حدی که توضیح داده برام کافیه.

به همین خاطر من کتابی رو به صورت خلاصه براتون تعریف نمیکنم و فقط اسمش رو میگم توی اینستاگرم و تلگرام اطلاعاتشو میذارم، اگه احساس نیاز میکنید بخرید بخونید هر سوالیم که داشتین من در خدمت هستم و پاسخگو خواهم بود .

براتون آرزوی بهترینا رو دارم. توی قسمت بعد با مفهوم عقده  برمیگردم پیشتون.

فعلا

47 Comments

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سایه ی ازاد خشمه.خشم به چی!!یکم لطفا بیشتر توضیح بدین واسه داستان های این مدلی

  • آقای ماجانی من تازه شروع کردم به گوش دادن به یونگ نگار.با داستان آزاد تاحدودی رزونانس داشتم.من فکرمیکنم مثل آزاد، اون خشم و تمایلم به جنس مخالف رو بردم تو سایه.و این زمانی نمود پیدا کرد که جذب همکارم شدم که خانم متاهل جذابی بود که برخلاف من خیلی جسارت داشت و همیشه میتونست مثل یک مرد از خودش دفاع کنه. تا یه جاهایی هم پیش رفتیم،ولی خداروشکر میکنم قبل از اینکه کار به جاهای باریک کشیده بشه و یه عمر پشیمونی بیاد سراغم،از اون شرکت اومدم بیرون. پس الان باید برم به روش درست چیزهاییکه در سایه ام هست رو بیارم بیرون و زندگیشون کنم. موفق باشید🙏🌹🙏

  • به نظرم سایه رعنا بیش تر استقلال شخصی و به کمال رسوندن استعدادهاش بود…چیزی که زیبایی ذاتی و وضع خوب پدر نذاشته بود بهش دست پیدا کنه و اونو تو اون شخص پیدا کرد.

    • یه دوره پادکست های یونگ نگارو گوش بدید با روح و فضای داستان ها هم آشنا میشید

  • چطور میشه که خیلی از ادما گنج درونشون رو هیچوقت پیدا نمیکنن؟ و چگونه میشه پیداش کرد؟؟؟

    • قدم گذاشتن در مسیر خودش رسیدن به هدفه. دنبال هدفی خاصی نباشید

  • به نظر من سایه سیروس،انسانی مفید بودن و در راستای آرزوش معلم بودن هست که با ازدواج با یه فردی که دچار ناتوانی شنیدار ی بود نمود پیدا کرد و با ایجاد موسسه ای برای کمک به ناشنوایان و مسائل مربوط به آنها،به کمال رسید.

  • شما که اینقدر زحمت کشیدید و پادکست به این مفیدی درست کردین کاش تحلیلش رو هم میذاشتین.

    • تحلیل آزاد – البته فرصت بشه از نگاه یونگ نگار هم تحلیل ها قرار داده میشه

  • 👈بااین اطلاعات من آگاه شدم 🙏حال سوال۴۰ساله من اینه ⁦✍️⁩چه باید کرد؟، 👉اگه میتونید جواب بدید

  • سلام وقت بخیر ..من تازه با پادکست خوبتون اشنا شدم و چون رشته تحصیلیم مرتبطه خیلی خوشحال و علاقمند شدم.سوالم اینه که شما روانشناس هستید و مشاوره شخصی هم میدید؟

    • سلام. خوشحالیم
      بزودی بخش روانکاوی و مشاوره به سایت اضافه خواهد شد

  • ترانه علیدوستی هیچ ربطی به آدری هپبورن نداره!واقعا انقدر رو مخم رفت داستان که نتونستم تا آخر گوش کنم!😒😒

  • احساسات زبان ما هستن…زبانی که میگن ببین یه جای کار غلطه…همون حس بد موقع فوت کردن شمع تولد تونست به این آقا کمک کنه تا خود واقعی اشو پیدا کنه…

  • همیشه احساس میکردم داستانهای اینطوری مقوا هستند و جز توهمات نویسنده چیزی ندارند ولی اینها عجیب بر دل می‌نشینند پر از پیشنهاد و ایده های جذاب برای ادامه

    • داستان می تونه به بعضی از افراد خیلی کمک کنه. هرچند این عمومیت نداره

  • آقا دمت گرم. انتخاب موسیقیت حرف نداره. گویندگی و روایت داستانهات هم که واقعن منو جذب کرده. موفق باشی

  • فکر میکنم سایه جمشید که همیشه سرکوب اش کرده بود اخلاق مدار نبودن و عدم ریسک پذیری اش بوده متوجه عدم ریسک پذیری اش و عقب موندنش از همکارانش میشه و در همین جهت قدم برمیداره ولی موفق نمیشه، اما یه سایه دیگه ای هم در وجودش بوده که سرکوب میکرده و سعی میکرده برخلاف اون عمل کنه در درونش اصلأ شخصیت اخلاق مدار و ضایع نکردن حقوق دیگران وجود نداشته، پس میاد از اعتبارش استفاده میکنه و اصول اخلاقی که به ظاهر بر اساس اون عمل میکرده زیر پاش میذاره و سایه درونی اش (تجاوز به حقوق دیگران و رفتار غیراخلاقی)نمایان میکنه

  • به نظر من سایه هما زندگی کردن خود واقعی و پذیرفتن چهره اش هست که پیج هایی که فالوشون کرده بود و زندگی نمایشی اونها و دوست پسر داشتن دوستهاش باعث این ذهنیت در اون شده بود که خودش خوب نیست،و تلنگر دکتری که اتفاقا کارش هم عمل زیبای بوده بهش کمک کرده که سایه اش بیاد بالا و به این که همین جوری هم دوست داشتنی هست برسه…

  • ممنونم بابت توضیحات خوبتون ، انسان موفق انسانی هستش که از تجربیات دیگران عبرت بگیره و خودش دوباره تجربش نکنه مگه تو کارهای خوب و مفید که مسخصه انتهاش خوشبختی و سعادته🙏

  • کتابهای یونگ سطحشون بالاس و درکشون کمی سخت باید چند بار خوند .من تحلیل خواب و رویا رو خوندم ولی واسه یبار بنظرم کمه و درکش سختتتتت. با توضیحات شما فکر کنم راحتتر بتونم درک کنم ممنون

  • سلام وقتتون بخیر واقعن بهتون تبریک می‌گم چه به لحاظ داستان پردازی و چه به لحاظ خوانش متن. از موسیقی‌هایی هم که استفاده می‌کنید، بسیار لذت می‌برم. شاید در عرض کمتر از یک هفته که با پادکست شما آشنا شدم، تا به اینجای کارهای شما رو گوش کردم و شوق شنیدن بقیه‌ی قسمت‌ها رو هم دارم. اگر ممکنه نام موزیسین‌هایی که این قطعات پیانو رو اجرا میکنند رو در اینستاگرام یا هرجای دیگه که ممکنه، قرار بدهید. با سپاس و آرزوی پیروزی و سلامت

    • خوشحالیم
      چشم فرصت بشه نام موسیقی ها رو هم در جایی برای مشاهده قرار می دهیم

  • مرسی از داستانهات عبرت آموز بودن ولی حضور سایه رو متوجه نشدم توی بعضی داستانها. زندگی یعنی اینقدر قابل پیش بینی و عبرت آموزه؟ کلید اسراره مگه؟ احساس میکنم گاهی سایه هامون باعث میشن از منطقه امن درونمون بیرون بیاییم وبادنیای وحش روبرو شیم،حالا یه بار ما می‌بریم یه بار شکست میخوریم بعضیاام کلا یادشون‌میره که باید دوباره برگردن ب خودشون و گم وگور میشن. ولی مفاهیمی مثل سکس چجوری برای بعضیا اینقدر روال و منطقیه و زندگی شخصیشون لطمه نزده و بعضییاام براشون انگار سایه آس و داره آلودشون می‌کنه. اون همه آدم توی اون داستانهای مواد زدن و گل کشیدن ویکی کردن خیلیاشون بعدا موفق شدن خیلیاشونم شکست خوردن توی زندگی ولی چرا اون فردی که در تعارضات درونی قرار میگیره و نه اونقدر اونوریه نه اونقدراینوری ،چرااون باید مایه عبرت بشه؟!

    • داستان ها حاوی نکاتی هستند و لزوما عین واقعیت نیستند و نباید باشند

دیدگاهتان را بنویسید