
آغاز قرن بیستم در حالی که سرگشتگی روحی انسان مدرن اوج میگرفت گروههای متعددی از اندیشـمندان غربی پایهریـزی علم جدیدی به نام روانشناسی را شـروع کردند. نظریهها و رویکردهای زیادی مطـرح شد و همه آنها سعی داشتـند یک روش جامع برای درمان مشکلات روانی انسان ارائه کنند. اما در میان همه این طبیـبان مدعی یک جوان سـوئیسی به نظر از هم کیشان خـود باهوشتر و خوششانستر بود. کارل گوستاو یونگ متوجه شد روانشناسی یک علم جدید نیست، بلکه تاریخچهای به قدمـت عمر بشـریت دارد. از این رو شروع به جمعآوری منابع مرتبط در فرهنـگهای مختلف کرد و موفق شد این شکاف تاریخی را پر کند و مسیر پژوهشگران بعد از خود را هموار سازد. او میان شرق و غرب ، خرافه و علم ، عهد عتیق و زمان معاصر ، بدویت و تجدد و در یک کلام مابین خودآگاه و ناخودآگاه پلی مستحکم کشید که بر ستونهای میراث معنوی انسان استوار است. این کتاب دریچهای است برای ورود به شاهراهی که یونگ در سرزمین نامتناهی روح کشید. آشنایی مقدماتی با نظریات این وارث کیمیاگران پیشنیاز ارزشمندی است برای آغاز سفر خودشناسی
فصل ۱: کارل گوستاو یونگ كه بود و چه كرد؟
فصل 2: گرههاي كور روان
فصل 3: نيمۀ تاريك روح
فصل 4: خدايان پدر
فصل 5: پسرانِ خوب و شيرين
فصل 6: پسران گمشده
فصل 7: باكرههاي المپ
فصل 8: الهههاي آسيبپذير و الهۀ كيمياگر
فصل 9: خود شدن
فصل 10: ارتباط با درون
ما نمی دانیم انسان از کی به وجود خود آگاه شد. حتی پاسخ این سوال را درباره شخص خودمان هم نمی دانیم. یادمان نمی آید از کی فهمیدیم که هستیم و اولین سوالی که برایمان پیش آمد چه بود؟!
تا جایی که یادمان می آید هیچ وقت نمی دانستیم که هستیم و اینجا چه کار می کنیم! شخصا پاسخ هایی به این این سوالات داده ایم یا از دیگران جواب هایی دریافت کرده ایم ولی هیچ کدام هیچ قطعیتی نداشته اند ، چرا که مبتنی بر حقایق مستدلی نبوده اند و ما را همیشه با ابهامی غیر قابل حل تنها گذاشته اند.
به نظر می رسد تکلیف تمام موجودات به جز انسان با هویت و رسالتش مشخص است. چرا که چیزی که آنها از خود درک می کنند به صورت یک شخص مجزا از اکوسیستم نیست. همه هستی با هم در پیوند است و این تنها انسان است که چون خودش را به صورت انفرادی تجربه می کند نمی داند کیست و باید چه کار کند.
در حقیقت انسان هم از هستی جدا نیست و همان کاری که باید بکند را می کند اما ضمیر هشیارش از مهم بی خبر است. انسان آگاه لحظه را اینطور تجربه می کند که باید تصمیم بگیرد و اقدام کند ، در صورتی که اوفقط در حال مشاهده تصمیاتی است که توسط ناخودآگاه گرفته شده اند و در حال اجرا هستند.
انسان های خاصی در طول تاریخ وجود داشته اند که به این راز پی برده بودند و از راه های مختلف تلاش کرده اند تا سایرین را نیز نسبت به ساختار روان و جهان آگاه کنند. هر چه از گذشته به اکنون نزدیک تر می شویم تعداد این افراد در حال افزایش بوده و هست و گویا انسان در حال تکامل آگاهی است. هر چند که این تکامل به صورت یک حرکت مواج پیش می رود ، به این صورت که می توان گفت همه انسان ماقبل تاریخ این راز را می دانستند اما یک موج فراموشی به جان این گونه مفلوک افتاد و هر چه گذشت این راز تاریک و تاریک تر شد تا اینکه از یک جایی در همین گذشته های نزدیک سیکل چرخید و یک موج به یادآوری به راه افتاد.
یکی از مهمترین انسان هایی که به گسترش موج جدید کمک کرد کارل گوستاو یونگ بود که می توان او را پیوند دهنده گذشته به آینده دانست.
یونگ با مطالعه متون راز آمیز تاریخ سراسر جهان توانست مسیری که آگاهی انسان پیموده است را ردیابی کند و با پیدا کردن فرکانس و سایر اطلاعات مربوط به این موج مسیر آینده اش را پیش بینی کند.
یونگ از طلایه داران روانشناسی مدرن بود و طی بیش از نیم قرن پژوهش و تجربه اطلاعات بسیار زیادی درباره روان انسان و تعاملاتش با جهان پیرامونش برای نوع بشر به یادگار گذاشت.
از این رو من رسول ماجانی که در تمام طول زندگی ام تشنگی روزافزونی برای درک حقایق روان و جهان داشته ام و بسیار در میراث اندیشه بشری غوطه خورده ام و یافته های پژوهشگران و اندیشمندان بسیاری را دنبال کرده ام وقتی به یونگ رسیدم متوقف شدم.
ایستادم و حیرت زده به مسیری که این نابغه قرن گذشته پیموده عمیقا نگریستم. بعد نشستم و هر چه یافته بود را مرور کردم. و این باعث شد بلند شوم و شروع کنم به پیمودن مسیر خودم.
یونگ به من آموخت که هر کس باید مسیر خودش را برود. منتهی می تواند نقشه خوانی و پیمایش را از مسافران پیشین بیاموزد. و این کاری است که از پنج سال پیش شروع کرده ام و در این مسیر دوستان بسیاری یافته ام که با یکدیگر همسفر شده ایم. هر کس مسیر خودش را می رود اما از آنجایی که در هدفمان از سفر مشترکیم همسفریم.
سفر ما مقصد ندارد. تنها هدفش رفتن است. رفتن به سمت خود. ما در مسیر زندگی به دور خود می گردیم و با هر چرخش به خود نزدیک تر می شویم. این سفر پایانی ندارد اما چیزی که بیش از هر چیز اهمیت دارد این است که هر کس مدل خودش سفر کند. و این چیزی است که یونگ به ما یاد داد و من هم در تلاشم تا هر چه در مسیرم می آموزم با دوستانم به اشتراک بگذارم.
این کار را از سال 1398 شروع کردم. ابتدا با یک صفحه اینستاگرام و سپس کانال تلگرام و بعد از اندکی شروع کردم به انتشار پادکست و طولی نکشید که متوجه شدم بالاخره جای درستم را پیدا کردم.
این چیزی بود که من باید باشم. کسی که دوست دارد خودش و دیگران و دنیا را بشناسد و هر چه یاد می گیرد را به علاقه مندان این حوزه بیاموزد. و این از من یک معلم ساخت.
اکنون دیگر در این مسیر تنها نیستم. با دوستانم در حال انجام مجموعه ای از فعالیت های گسترده ای در راستای خودشناسی و توسعه فردی انجام می دهیم که تحت عنوان قبیله یونگ نگار شناخته شده است.
و بسیار خرسندم که در این نقطه رسیده ایم به منتشر کردن این آموزه ها در قالب کتاب ، و این شروع تازه را به فال نیک می گیرم و امیدوارم که آن طور که شایسته است ادامه یابد. چرا که کتاب همیشه برای جویندگان خرد و معنا جایگاه ویژه ای دارد و هرچقدر هم که تکنولوژی و امکانات مبادله اطلاعات پیشرفت کند کتاب اما جایگاه ویژه خودش را خواهد داشت.
در پایان از انتشارات دریای خرد و تمامی همکاران و همقبیله ایهای نازنینم کمال سپاس و قدردانی را دارم که امکان مخابره امواج آگاهی را گسترش دادند.
لطفا پس از ثبت سفارش در سایت، مبلغ را به شماره کارت 5022291099089086 واریز نمایید و فیش واریزی و نام و نام خانوادگی خود را در تلگرام به آیدی زیر ارسال نمایید.
یونگ نگار راهی برای ورود به مسیر خودشناسی تا خود شکوفایی
بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ