خسته نباشی!
توی این آزمون حسابی به پروندههای ذهنیت رجوع کردی و تمام مجوزها رو یکی یکی بررسی کردی…
یهجایی و یهوقتی که شاید یادت نیست پای این مجوزهای ذهنی مهر و امضا زدی و با خودت عهد بستی که هرگز این پیماننامهها رو نقض نکنی…
نتیجهی این عهد رو توی چرخ مجوز میتونی ببینی، هر پیمانی که قبلا با خودت بسته بودی که فلان کار رو نباید انجام بدی، فلان احساس رو نباید داشته باشی، یا فلان فکر و فلان حرف رو نباید ابراز میکردی الان تبدیل شده به مانعی برای احساس سرزندگیت …
هرچه این چرخ حالت دایرهوارتری داشته باشه، تعادل بهتری در زندگی داری و هرچه تعادل بیشتری داشته باشی از سرزندگی بالاتری بهرهمندی.
گاهی فقط لازمه مجوز چیزی رو در ذهنت به خودت بدی نه این که لزوما اون رفتار رو انجام بدی… فراموش نکنیم که دیدگاه ذهنی ما مهمترین معمار زندگی ماست و تمام رفتارهای ما برخواسته از ذهنیتمونه… اگه توی ذهنمون دموکراسی نباشه و نخوایم صدای تمام اجزای روح و روانمون رو بشنویم، بهناچار توی زندگی هم میلنگیم و تعادلمون به هم میخوره
تمامیت و تعادل توی زندگی زمانی ایجاد میشه که اول ذهن ما اون تعادل رو لمس کرده باشه.
آزمون چرخ مجوز از چهار بخش اصلی تشکیل شده بود که درباره هر بخش توضیح مختصری میدیم:
توی این بخش پرسش هایی مطرح شده حول مجوزهایی که خودت به خودت میدی، این که چه محدودیت ها و ممنوعیت هایی در ذهنت درباره خودت وجود داره. این مجوزهایی رو که به خودت میدی یا نمیدی خود به بخش های مختلفی تقسیم کردیم که در ادامه میان:
این بخش به مجوزهایی اختصاص یافته که به احساسات مختلف خودت میدی. این که چقدر با تجربه کردن احساسات مختلف به شکلی گشوده مواجه میشی و میتونی به خودت اجازه بدی که هر احساسی داشته باشی. چهارتا از مهم ترین احساسات رو توی این بخش مورد بررسی قرار دادیم:
این بخش مربوط به این میشه که من برای به دست آوردن دنیا و تمام دستاوردها و موفقیت هایی که در دنیا وجود داره چقدر به خودم مجوز میدم و این که چقدر اجازه دارم قله های جهان رو فتح کنم. این بخش شامل موارد زیر میشه:
این بخش روی ارتباط من و دیگران تمرکز کرده و این که در روابطم چقدر میتونم با دیگران به وحدت برسم و چقدر مجوز یکی شدن روانی یا جسمانی با دیگری رو به خودم میدم. سوالاتی که برای این بخش طراحی شده حول موضوعات زیره: