زنانگی و مردانگی عناصر متضاد تکمیلکنندهای همانند شب و روز، تابستان و زمستان و … هستند که طبیعت طی هزاران سال در روان بشر ساخته و پرداخته است.
شاید هیچ روانشناس دیگری به اندازه کارل گوستاو یونگ، بر تفاوتهای روانشناختی زنانگی و مردانگی نپرداخته باشد.
هرکدام از دو مفهوم متضاد زنانگی و مردانگی در نگاه یونگ جهانی گسترده و منحصر به فرد است که دیگری را نفی میکند و هدف یونگ از پیریزی فرآیند فردیت به وحدت رساندن این دو تضاد است.
مردانگی در نگاه او و پیروانش ویژگیهایی همچون صلابت، اقتدار، نظم، عملگرایی، محافظت، مرزگذاری، مدیریت، پیشرفت، چارچوبمندی و ... را شامل میشود که در هر مرد یا زنی یافت میشوند اما شدت یا رخوت آنها به میزان دسترسی هر فرد به مردانگی سالم متفاوت است.
مطابق با نظرات بزرگترین روانکاوان یونگی مرد امروز دچار کاهش مردانگی است و زن امروز در تسخیر مردانگی ناهشیار و مخرب در آمده است.
در این دوره مردانگی صحیح را میآموزیم و طبق نقشه و مسیر دقیق یونگ یاد میگیریم چگونه با خرد مردانه درون خود آشتی کنیم و گامی به سوی فردیت خویش برداریم.
معنای عقده، کارکرد آن در روان و راههای شناسایی عقده ها
تاریخچه شکلگیری عقده در روان فرد و عوامل سازندهی آن: از کهنالگو تا تروما
تحلیل و عبور از عقدههای فردی و فرهنگی و جمعی
لیبیدو یا انرژی روانی چیست؟ چطور با خلاقیت از تکرار خارج شویم؟
تعریف عقدههای والدینی و تاثیرات چند جانبه آنها در سرنوشت فرزند
عبور از عقدههای والدینی و رسیدن به شخصیت آزاد و مستقل
تحلیل چندین اسطوره، داستان، فیلم و انیمیشن جهت درک بهتر مفهوم عقده
ایکیگای و معنای شخصی زندگی: زیستن در تمامیت و خروج از مدار عقده
شرح کامل سطوح مختلف کهنالگوهای آنیما آنیموس و رسیدن به وحدت روانی
روشهای درمانی و اصلاحی عقده: مشاهده بدون قضاوت، پذیرش هیجانات و عدم گریز از رنج مردابهای روحی، هنر درمانی، افزایش آگاهی ایگو به کمک روشهایی چون وو_وی، ذهنآگاهی و…
Inside out : نحوه عملکرد احساسات و عقده ها
همشهری کین : در حسرت گذشته، سر پیری و معرکه گیری
جان مالکوویچ بودن : نحوه تسخیر کردن عقده ها
ذهن زیبا : راهی برای شناسایی عقده ها
پاپیون : گاهی یه عقده باعث سربلندی و آزادی میشه
بیلیارد باز : آرزوی پنهان شکست در نوجوان ابدی
لینکلن : تسلط ایگو و اقتدار سالم
باشگاه مشت زنی : ارزش های طغیان علیه نظم موجود
لاک : عقده پدر منفی در مرد
بازی مالی : عقده پدر منفی در زن
قاضی : جنگ پسر با پدر برای بازپس گیری فرافکنی
کمی مردان خوب : عقده پدر مثبت در مرد
حیوانات شب زی : عقده مادر منفی در دختر
دختر پرنده : بلوغ روانی در دختر نوجوان
اگه میتونی منو بگیر : نوجوان ابدی در پسر
مرثیه ای برای یک رویا : آرزوی پنهان مرگ و عقده مادر بلعنده
روزگار وصل
یونگ می گوید من آن چیزی نیستم که برایم اتفاق افتاده است بلکه آن کسی هستم که انتخاب می کنم باشم. عقده ها خاطرات مهم ما هستند. بخش هایی از گذشته مان که چنان اهمیتی دارند که ما هویت خودمان را بر اساس آنها ساخته ایم و سرنوشتمان را وام دار این لحظات مهم تلقی می کنیم.
این خاطرات بار هیجانی شدیدی دارند و هر بار که محسوس یا نامحسوس به ما یادآوری می شوند احساسات یا افکاری قدیمی و تا ثیرگذار بازتولید می شوند و تجربه ما از خودمان و زندگی را دستخوش تغییر قرار می دهند و باعث می شوند رنج های کهنه روحمان تکرار شوند.
هر انسانی گذشته ای سرشار از خاطرات شیرین و تلخ دارد که هر کدام به شخصیت او شکلی بخشیده اند و در مجموع به چیزی که هم اکنون هست تبدیل کرده اند. اما آیا ما واقعا این چیزی هستیم که خاطراتمان رقم زده اند؟ آیا می توانیم خاطرات دیگری بسازیم و چیزی که هستیم را تغییر دهیم و مسیر سرنوشت خود را به سمت و سوی دلخواهمان تغییر دهیم؟
یونگ می گوید رسالت انسان این است که به چیزی که حقیقتا هست تبدیل شود. پس اگر حقیقت وجودی ما چیزی است که ما آمده ایم تا به آن تبدیل شویم نمی توانیم بپذیریم که خاطرات و اتفاقات زندگی تعیین کننده شخصیت و هویت ما باشند و برای یافتن و ساختن چیزی که حقیقتا هستیم نیاز داریم خودمان را از تجربیاتمان تفکیک کنیم و اجازه ندهیم هیجانات مخرب و بازدارنده مانع شکوفایی و بالندگیمان شوند.
انسان مدرن خوش شانس بود که اواخر قرن نوزدهم نابغه ای در سوئیس متولد شد که در ابتدای قرن بیستم در همان روزهایی که نابغه دیگری در اطریش در حال توضیح مفهوم ناخودآگاه بود توانست مکانیسم روانی مهمی به نام عقده را کشف کند و به یاری همقطار و همزبان خود بشتابد و راهی برای نجات بشر از این نفرین کهن پیدا کنند.
کارل گوستاو یونگ و زیگموند فروید پا به پای هم مهمترین عقده های انسان را کشف کردند و اسلوبی برای انسان طراحی کردند تا بتوانند در هر زمان و مکانی که هستند به رنج های مزمن روحی خود پایان بدهند و سرنوشت خود را از جبر روانشناختی محتوم انسان خارج کنند و آگاه تر و آزادتر زندگی کنند.
مفتخرم که امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن حاصل تلاش ها و تجارب این دو خردمند بزرگ و تحقیقات سایر اندیشمندان در این حوزه را جمع آوری کرده و به مخاطبین فارسی زبان ارائه می کنم.
مخاطبینی که به قدمت تاریخ سرزمین کهن خود با مفاهیم مربوط به حوزه روان آشنا بوده اند و از آیین های کهن مهر و زروان و زرتشت گرفته تا عرفان منظوم غنی اهالی تصوف نظیر مولانا که سرشار از خرد و معنا هستند.
امید آنکه سرزمین مهر پس از دیرزمانی که سررشته های نور را گم کرده و میان شرق و غرب سرگردان شده دوباره روزگاران وصل خویش را بازیابد و در نگین گیتی بدرخشد.
ما تا پیش از این روی آموزش تمرکز کرده بودیم اما متوجه شدیم که در مسیر خودشناسی آموزش به تنهایی کافی نیست، به همین خاطر تصمیم گرفتیم برای کسانی که دورهی آموزشی “عبور از گذشته” رو پشت سر گذاشتن یک کارگاه طراحی کنیم.
توی این کارگاه قراره به کمک محتویات استاندارد و بهروز آموزشی، آزمونها، ویدیوها و منتورینگ شخصی که در نظر گرفتیم به شناخت عقدهها نزدیک بشیم و مهمتر اینکه اقداماتی عملی و حسابشده برای درمانشون یاد بگیریم و انجام بدیم.
پس هدف و ضرورت ایجاد این کارگاه آموزش نیست بلکه در اصل برنامهریزی برای ایجاد اقداماتی شمرده در زندگی افراد اون هم در طی زمانی مشخصه (سه ماه) و هدفمون هم رویارویی با عقدههاست.
کارگاه شامل آزمونها، تستها، تالارهای گفتگو و جلسات مشاوره است که قراره تاثیرگذاری آموزشها رو بیشتر کنه
قبل و بعد از هر آزمون ویدیویی تهیه و تدوین شده، برای این که بدونیم چطور در آزمون شرکت کنیم و چطور نتایج آزمون رو تحلیل کنیم…
پس از انجام آزمونها برای هر شرکتکننده قابلیت منتورینگ فعال میشه، منتورها مشاوران مجموعه ما هستند که تجربه کافی در این زمینه دارن و تا پایان دورهی سهماهه کارگاه همراه شما هستن و اگر بخواین قابلیت تمدید هم وجود داره.
برای مواجهه با آزمونهای خودارزیابی، شرط اول “مشاهدهی آگاهانه” است؛ یعنی حین انجام آزمون به هیچوجه تحلیل، نتیجهگیری و قضاوت نکنیم بلکه فقط خودمون رو در قالب هر سوال مشاهده کنیم.
هدف ما از این آزمون رسیدن به عدد و داشتن کارنامهای تشخیصی نیست، بلکه مواجه شدن خود با خود است؛ اونم از طریق سوالاتی که شاید تابهحال هرگز از خودمون نپرسیدیم.
پاسخ سریع به سوالات، ناخودآگاهانه رخ میده. پس هر سوالی رو دقیق و عمیق ببینیم و درک کنیم و با گوشهی چشمی به تجربیات گذشته در زندگیمون پاسخ بدیم نه فقط با ذهنیتمون.
پس از پایان آزمون و مطالعه تحلیل و مشورت با مشاورین و منتورها، بسنجیم ببینیم چقدر دیدگاهمون در طی این پروسه تغییر کرده؛ ما برای هر آزمون این فرآیند رو پشت سر میذاریم:
پاسخ اولیهی سریعی که بهشکلی ناخودآگاه برای هر سوال توی ذهنمون شکل میگیره
پاسخی که بعد از تعمق و توجه آگاهانه به سوال دادیم
برداشت اولیهای که بعد از خوندن تحلیل آزمون در ذهنمون ایجاد میشه
دیدگاه ثانویهای که بعد از مشورت با منتورها نسبت به خودمون پیدا کردیم
هدف دیدن همهی این فرآیند و تحولات دیدگاه آگاهانه ما نسبت به خودمونه نه رسیدن به ارقام و آمار تشخیصی… روان ما بسیار فراتر از اینه که در قالب آمار و ارقام متجلی بشه.
در آخر حواسمون باشه که برای پاسخ به پرسشها سختگیری و وسواس زیاد نداشته باشیم چون این هم خودش خطای شناختی دیگریست.